أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

46

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

صفين صيانت كردند . اين چكامه را بگير چونان درى مكنون . اين را بدان روى ساختم ، تا حشمت تو را زيورى باشد . سخنانى است بكر ، و سخنان بكرى كه هديه شوند چنانچون ميانسالان « 1 » نيارند بود . اين چكامه در هشتاد بيت سر آمد به سال [ دويست و ] هفتاد و يك * 93 . گويند هر كوهى در جهان ، جز اندكى ، آبش از پايين كوه بود و چشمه‌هايش در دامنه اوفتد ، مگر اروند كه آب آن از بلند كوه آيد و چشمه‌هايش در قلهء آن باشد . نيز در وصف اروند سروده‌اند : اروند و نسيم خوشش را به ياد آوردم ، آنگاه با دلى شكيبا بر جدايى * 94 گفتم : خداى اروند را سيراب داراد ، و همسايگان اروند را و هر آن كو به دامنهء اروند آيد ، چه رهگذر باشد چه ماندگار . نيز آن روزها را به ياد آوردم كه ما ، به روزگار ، با يك ديگر همسايه بوديم و در خانه‌هاى كهن وصال و آرزو با هم گام مىزديم . شاعرى ديگر گويد : سيراب باد اروند ، چه تابستان خوشى دارد ! سايه‌سارانى است دامن‌گستر و آبى است نشاط بخش جگر . و خاكى است كه بوى خوشش چونان سودهء مشك است و مردمىاند كه درياسان * 95 كف خود همى بيرون ريزند . سرايندهء ديگرى سروده است : گويند : چون رود نيل مصر را ، آن هنگام كه امواج كف آلودش بر سر هم فرو ريزند ، بنگرى بدان دلبسته شوى .

--> ( 1 ) - يعنى من در اين چكامه سخنانى تازه و بكر آورده‌ام ، نه از آن دست كه ، به خاطر كاربرد سخنسرايان و شاعران ، از تازگى افتاده و به ميانسالگى رسيده است .